تبليغاتX
بغض خاموش من ....
دیشب با گریه خوابیدم . همینجوری بیخودی ! کاش می تونستم بهش بگم دوستش دارم . اما نمی شه . اون منو نمی خواد. واسه آینده نمی خواد .

دلم عشق می خواد . بغض بدی تو گلومه . تنهایی رنجیه که هیچ کی نمی فهمه . دلم عشق می خواد ...

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 18:20 توسط سوگل |


امشب دلم عجیب گرفته . کی می دونه من چقدر تنهام . کی می فهمه . داداشم سرم داد زد و رفت . حتی نفهمید تو چشمام اشک جمع شد . خدایا شاهدی؟

یکی از بهترین دوستام امروز نامزدیش بود . الان بهم با اس ام اس خبر داد. براش خوشحالم . بهش تبریک گفتم . براش شاد شدم . با کسی ازدواج می کنه که هم می شناستش هم دوسش داره . از چت با هم آشنا شدن . یه سال و نیم می شه . یه کم از محبتای نامزدش گفت . بغض گلومو گرفت .دلم عشق می خواد . مجبت می خواد . اما اینجا تو این قفس فقط تنهایی مهمون لحظه هامه . کاش اونم یه روز می گفت دوستم داره . کاش دلش باهام بود . نمی دونم .

تو تنهایی من پرنده پر نمی زنه . چشمام اشکیه . خدایا می بینی؟

دوست خوبم خیلی مبارکه . هر چند اینجارو نمی خونی . اما ته دلم خیلی برات خوشحالم . شاید یه روزی این تنهایی من هم تموم شد . شاید اگه تو سکوت رد کردن خواستگارام رو نگاه نکنم دل منم عشق رو تجربه کرد. کی می دونه؟

+ نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت 22:29 توسط سوگل |


خدایا ....

می دونی من کیم؟ بهم می گن سوگل . شاید چون سوگلی خونه ام تو سکوت کردن و قبول کردن . بیست و چند سال از خدا عمر گرفته ام . عمیقا افسرده ام . اما کسی نمی دونه . ظاهر من خیلی شاده . اما باطنم پر از غمه . پر از تنهایی....

من تو یه خانواده ی مذهبی و سنتی زندگی می کنم . مادرم شدیدا افسرده اس . و تا دلتون بخواد سختگیر . تو سکوت سختگیریهاشو نگاه می کنم و تو خلوت اشک می ریزم .

بابام هم خیلی قدیمی فکر می کنه . دوستش دارم اما چه فایده که جز سلام و احوالپرسی هیچی بین ما نیست . اونقدر تو زندگیش سختی کشیده تا یه لقمه نون در بیاره که دلم نمی آد بهش هیچی بگم . از وقتی یادمه هم خسیس بوده .شایدم چون ما رنج زحمت کشیدن رو نمی دونیم فکر می کنیم خسیسه . نمی دونم !

تو گرما و سرما چادر سر می کنم چون اینا می گن . تا الان با یه خواستگارم حرف نزدم چون اینا می خوان . تا حالا دست به ابروهام نزدم چون بزرگترین گناهه واسه یه دختر .

احساس می کنم نفسم تنگه . بعدا می آم بقیه اشو می گم .

 

+ نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت 19:19 توسط سوگل |